تبليغاتX
من ازاد
دانشجوي كارشناسي علوم اجنماعي
 

کاندید های ریاست جمهوری برای دولت دهم...................

 

عليرضا افتخاري تو يكي از ترانه هاش، اين مصراع رو تكرار ميكنه:

 " بگذار بگریم ,

                       بگذار كه از اين شب تار بگريم....!"

اگه (ادامه مطلب رو بخونين حتما به اين نتيجه ميرسيم....!!!)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 13:41  توسط قرباني | 

سلام!

امروز می خوام با این زبون الکنم درباره ی انرژی زایی و روحیه دهندگی رنگها, البته تو يه موقعيت وي‍‍‍ژه نظر بدم.

حتما تا حالا نزديك ظهر و هنگام تعطيلي مدارس، تو خيابون بودين!

راستش الان چند وقته كه يه چيزي برام خيلي جلب توجه ميكنه . چيزي كه قبلا زياد بهش توجه نشون نمي دادم....

برم سر اصل مطلب:

"مدارس رنگي"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 16:53  توسط قرباني | 

 

چکیده
نقش زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال جهان در فرایند توسعه آن گونه که بایدوشاید مورد توجه قرار نگرفته است. احساس میکنم که نقش و گستره حضور زنان در امر توسعه در ایران به طور جدی، مورد کم لطفی قرار گرفته است.قطعا نباید زنان را دریافت کننده صرف امور رفاهی و امکانات توسعه ای بدانیم بلکه خود به عنوان یک زن ،به جرائت می توانم بگویم که زنان نیز می توانند نقشی فعال در امر توسعه داشته باشند!مگر می شود که برای توسعه و پیشرفت کشوری،برنامه ریزی نمود اما نیمی از جمعیت پویای آن کشور را در رسیدن به این هدف نادیده انگاشت؟

بنابر این مهم، بر آن شدم تا در مقاله خود ضمن توضیح مختصری از چگونگی عاملیت زنان در فرایند توسعه، به پیامدهای فردی و اجتماعی این موضوع، در جامعه اشاره ای داشته باشم.

کلید واژه: توسعه- عاملیت زنان- رفاه زنان- قانون کار- محرومیت نسبی- جمعیت فعال.

مقدمه:

همه می دانیم که باید به نقش چند گانه زنان در اجتماع به عنوان همسر ، مادر، مدیر منزل، کارگر کشاورز و... در تمامی مباحث مربوط به زنان، توجه نمائیم. زنان و مردان دارای وضعیت متفاوت و در نتیجه نیازهای متفاوتی از نظر توسعه هستند.

این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که بدون در نظر گرفتن زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، دست یابی به توسعه واقعی میسر نخواهد شد. اگر توسعه را به معنی تعالی انسانها و کاهش نابرابری ها در نظر بگیریم، پس زنان نباید گیرندگان منفعل خدمات باشند بلکه باید شرکت کننده بوده تا بتوانند فعالیت های سازنده ای در برنامه ها و پروژه ها داشته باشند. پر واضح است که این امر، امتیازدهی به زنان نیست بلکه به توسعه واقعی اجتماع و نهایتا، تساوی و تواناسازی زنان و مردان می انجامد.

 

نظریه:

برای پیشبرد اهداف این مقاله سعی کرده ام از نظریه ای تلفیقی استفاده کنم.یعنی برخی مفاهیم نظریه نوسازی به همراه برخی از اصول نظریه وابستگی، البته در سطح تحلیلی میان برد،همانند نظریه اقتضایی. طبق نظریه نوسازی یکی از ویژگی های کشورهایی که به توسعه دست می یابند،تحول در ارزشها و هنجارها و نگرشهای موجود در جامعه است؛به عبارتی مردم باید خواهان توسعه و تکنولوژی باشند. نظریه وابستگی نیز به تقسیم کار اشاره دارد و اینکه مواد کم ارزش تر و خام را پیرامون و کالای نهایی و با ارزش توسط مرکز تولید می شود و سود نهایی به جیب کشور مرکز خواهد رفت.

اگر این دو موضوع را در نظریه اقتضایی مورد تلفیق قرار دهیم، می توان این گونه تحلیل کرد که رسیدن به توسعه و تحت استثمار قرار گرفتن، می تواند حتی بین دو "جنس" نیز صورت گیرد . و به عبارتی در یک سیر تاریخی و به مرور، ارزش و اعتبار اقتصادی و اجتماعی یک جنس(مذکر) بالا رفته و از جنس دیگر به عنوان جنس فراموش شده یاد می شود!

عاملیت زنان و توسعه:

حقيقت توانمندسازي زنان يکي از مباحث اصلي فرآيند توسعه براي بسياري از کشورها در جهان امروز است. عوامل موجود شامل تحصيلات زنان، الگوي مالکيت آنها، فرصت هاي شغلي آنها و کارکردهاي بازار کار هستند; اما چنانچه از اين متغيرها پا فراتر بگذاريم، عواملی نظیر ماهيت مناسبات شغلي، نحوه برخورد خانواده و اجتماع با فعاليت هاي اقتصادي زنان و... را می توان دید. توجه متمرکز بر نقش عامليت زنان، نتايج مستقيم روي رفاه زنان دارد؛ اما گستره آن بسيار فراتر از رفاه زنان خواهد بود.

در گزارشی از بانک جهانی آمده است، ايراني ها از نظر نگاه مثبت به فعاليت هاي اقتصادي زنان در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا در رتبه نخست قرار دارند.(دفتر امور زنان و../.1372.ص3)
در بخشي از اين گزارش که به وضعيت زنان ايران اختصاص دارد، آمده است: زنان ايراني براي کار ارزش بيشتري از مردان قائلند.با توجه به اینکه طي چهار سال گذشته به موازات افزايش قيمت نفت از سطح بيکاري در ايران کاسته شده است. در عين حال کاهش سطح بيکاري در اين مدت مربوط به جمعيت مردان بوده است و ميزان بيکاري زنان در اين مدت رو به افزايش بوده و در حال حاضر نرخ بيکاري زنان دو برابر نرخ بيکار مردان است.(همان.ص4)
اگر کليه قوانين مربوط به تجارت و سرمايه گذاري در ايران را نیز بررسی کنیم،مشخص می شود اين قوانين به هيچ وجه ميان زنان و مردان تبعيض قائل نشده اند. در واقع در اين قوانين هيچ اشاره اي به طور صريح به زنان نشده است و اين نشان مي دهد در ايران به زنان و مردان در بخش اقتصاد نگاهي يکسان شده است. البته در قانون کار ايران بخشي ويژه زنان وجود دارد که با فعاليت زنان در هر کاري که سخت محسوب مي شود مخالفت کرده است. مثلا زنان اجازه ندارند در شب ها به طور رسمي کار کنند.

جنبه هاي عامليت زنان همين اواخر مورد توجه جنبش هاي دفاع از حقوق زنان قرار گرفته است. در ابتدا جنبه هاي حقوقي و خصوصا رفاهي منحصرا مورد توجه بوده اند. زمان خيلي دوري نيست که وظايفي را که اين جنبش ها دنبال مي کردند، اساسا تلاش براي کسب برخورد بهتر و عادلانه تر با زنان بود؛ اما ديگر به زن ها به صورت دريافت کنندگان منفعل کمک براي ارتقاي رفاه شان نگريسته نمي شود، بلکه به آنها به صورت یکی از عاملان پوياي دگرگوني هاي اجتماعي اي که مي توانند زندگي خود و مردان هر دو را متحول سازند، نگريسته مي شود. محروميت هاي نسبي در رفاه زنان در جهاني که در آن به سر مي بريم وجود داشته و دارند و همچنين نيازهایي که به لحاظ فرهنگي در زنان در سراسر جهان به چشم مي خورند؛دلايل بسيار خوبي براي مطرح کردن اين محروميت ها و در دستور کار قرار دادن کوشش هایی براي حذف اين نابرابراي ها هستند و واضح است که براي عدالت اجتماعي از جمله عدالت براي زنان حائز اهميت هستند.

ضرورت و پیامدها


نقش محدود شده عامليت فعال زنان بر زندگي همه مردم اعم از مردان، زنان، کودکان و بزرگسالان اثر منفي مي گذارد. در حالي که دلايل کافي وجود دارند که نبايد از توجه به رفاه و يا وضعيت بد زنان کاسته شود و  بايد رنج ها و محروميت هاي زنان پيوسته مورد توجه باشند، يک ضرورت فوري و اساسي به خصوص در اين زمان وجود دارد که رويکردي با جهت گيري عامليت در دستور کار زنان قرار گيرد.
شايد ضروري ترين دليل توجه به عامليت زنان،دقيقا نقشي باشد که چنين عامليتي مي تواند در حذف نابرابري هايي که به رفاه زنان آسيب مي زنند ايفا کند.(www.eskafi.com). در سال هاي اخير به روشني می بینیم که چگونه احترام و توجه نسبي به رفاه زنان، تحت تاثیر متغيرهايي همچون توانايي زنان در کسب درآمد کافي، يافتن شغل خارج از خانه، داشتن حق مالکيت، باسواد بودن و صاحب تحصيلات بودن به نحوي که بتواند در تصميمات داخل و خارج از خانواده شرکت کنند است. پس می توان گفت با پیشرفت در این جنبه های عاملیت،وضعيت نامساعد زنها در مقايسه با مردها در کشورهاي در حال توسعه را به سرعت می توان کاهش داده و حتی  برطرف نمود.
 آزادي جست وجو و گرفتن شغل خارج از خانه مي تواند به کاهش محروميت نسبي و مطلق زنان کمک کند،زیرا آزادي در يک حوزه به پرورش آزادي در حوزه هاي ديگر کمک می کند.در زمینه باروری نیز می دانیم که نرخ هاي باروري، با توانمندتر شدن زنها کاهش مي يابند. همچنين این که تحصيلات و سوادآموزي زنان، نرخ هاي مرگ و مير کودکان را کاهش مي دهند.و نیز به نظر مي رسد توانمند شدن زنها تاثير قدرتمندي در کاهش تعصبات جنسی در زنده ماندن کودکان و خصوصا در مقابل دختران جوان دارد.

 اثرات منفي ميزان مواليد زياد قويا شامل نفي آزادي هاي اساسي از طريق زايش و پرورش دائمي است که به طور معمول بر بسياري از زنان تحميل مي شود. در نتيجه، يک ارتباط نزديک بين رفاه زنان و عامليت زنان در ايجاد تحول در الگوي باروري وجود دارد.(آمارتیا/1381) بنابراين تعجب آور نيست که به دنبال کاهش ميزان مواليد، ارتقاي منزلت و قدرت زنان حاصل شود!
در فعاليت هاي اقتصادي نيز مشارکت زنان مي تواند تفاوت عمده اي به وجود آورد. يکي از دلايل نسبتا پايين مشارکت زنان در امور روزمره اقتصادي در بسياري از کشورها دسترسي نسبتا کم به منابع اقتصادي است. حوزه ديگري که در آن،حضور زنان در امور اقتصادي را دگرگون کرده، فعاليت هاي کشاورزي است. فرصت هايي که زنها در اين حوزه به دست مي آورند مي تواند تاثير تعيين کننده اي بر کارکرد اقتصاد و مناسبات اجتماعي مرتبط با آنها داشته باشند. (www.mardomsalari.com)

نتیجه گیری:

به نظرم با نگاهی ساده در مقام مقایسه گذشته و حال، به وضوح می توان تولد شرایط بهتراجتماعی و اقتصادی را برای زنان،مشاهده نمود. از آنجاییکه درگذشته،کارهای زنان در امور خانه داری و مراقبت از فرزند و کمک به خانواده در امر کار بوده و جزء کارهای بدون مزد محسوب میشد بنابراین،فاقد ارزش اقتصادی و اجتماعی بود. با افزایش مازاد تولید خانواده و از فروش آن، سود حاصله به نفع مرد خانواده پس انداز می شد و همین مسئله یک نوع برتری برای این جنس در طول زمان بوجود آورد. اما رفته رفته با افزایش ورود زنان به بازار کار و داشتن قدرت اقتصادی زن می تواند پرده از نقاب "جنس فراموش شده" برداشته و به عنوان یک انسان، کوشا و فعال، در راه رونق بیشتر جامعه گام بردارد.

 

 

منابع:

1_دفتر امور زنان ریاست جمهوری/یونیسف. نقش زنان در توسعه. تهران.انتشارات روشنگران.1372

2- آمارتيا سن. توسعه به مثابه آزادي. حسين راغفر.تهران. انتشارات کوير. چاپ اول. 1381

_3/5/87www.eskafi.com/3_لومبورگ و کینگ.زنان و توسعه

_24/2/86www.mardomsalari.com   4.حسین امامی. عاملیت زنان و توسعه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:7  توسط قرباني | 
 

 

تقویم اتاقم  ۲ آذر ۱۳۸۷ رو نشون میده. ۲آذری که مصادف با سالروز تولد دکتر علی شریعتی ست.

شریعتی که حتی اگه کتابی ازش نخونیم با جملات زیبا و دلنشینش. جاودانه است/

جملاتی که ما رو به فکر میندازه.......

 "و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.."

////

همیشه میشنویم که ما ایرانی ها "مرده پرستیم" اما برای این متفکر گرانقدر حتی وقتی که بینمون نیست هم یادی ازش نمیکنیم

شاید باید مثل باقی خلق الله بگم:   شریعتی بد شانسه/ نظر گیر نداره /و.......... (اصلا بی خیال)

بالاخره فقط میخواستم یادآوری کنم که امروز روز تولد دکتر شریعتی ست.

                                                                                      من آزاد!

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 12:29  توسط قرباني | 
 

بازم با عجله از ساختمون اساتید میام بیرون/

از کنار آلاچیق ها و از کنار خیل رهپویان علم و دانش(!)  كه رو سبزه ها نشسته اند رد میشم/

اما/

اما...

وقتی میخوام وارد سالن تشکیل کلاسا بشم توجهم به اتاق یا به عبارتی به اتاقکهای كنار در جلب ميشه/

بسيج خواهران ـ بسيج برادران ـ انجمن اسلامي ـ كانون قرآن وعترت خواهران ـ كانون قرآن وعترت برادران........!.

 و داخل ساختمون تشكيل كلاسا/

شوراهاي صنفي و .......!

حالا ديگه همه حواسم پي اين موضوع شده/

يادم مياد تو فيلمامون چقدر واسه نماز خوندن موقعيت هاي وي‍‍‍ژه خلق ميكنن/

يه فضاي روحاني با هاله اي از نور سبز - سجاده و لباساي مخصوص/

.......

يادم مياد تو اداراتمون از چند دقيقه مونده به اذان ظهر همه كارا تق و لق ميشه. همه وضو گرفته و راهي نماز جماعت ميشن/

يادم مياد اونقدر بايد منتظر شي تا بعد يك ساعت( و شايد هم اندي...!) نماز و ناهار كارمندا صرف شه/

خيلي چيزا يادم مياد/

خيلي حرفا يادم مياد/

اما

يادم نمياد كه از كجا شروع كنم واسه نوشتن/  دلم ميخواد اينو بنويسم/ تصميم مي گيرم كه بنويسم/

حتما واسه دوستام دغدغه ام رو مينويسم                                            من آزاد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:4  توسط قرباني | 

ساعت ده دقیقه به یک ظهره /

تموم مدت که از ساعت ۱۱:۲۰ کلاسم تموم شده توی سلف بعد از يه صف وحشتناك و طولاني تونستم ناهارو جاي شما خالي صرف كنم

(نا گفته نذارم كه كيفيت غذا عااااالي بود !)/

امروز تا ساعت ۵ كلاس دارم/

ساعت بيست دقيقه به سه.....

بايد نمازم رو بخونم و الا كلاس بعدي شروع ميشه/

با عجله راه ميرم تا خودمو برسونم به ساختمون اساتيد/

آخه زير راه پله يه موكت گذاشتن واسه كسايي كه ميخوان عبادت كنن/

واي خدا جون! انگار دير رسيدم. اونجا دو نفر مشغول نمازن. اما من كه نميتونم!

خدا جون معذرت ميخوام. انگار امروزم نميشه به موقع نماز بخونم/ خودت ميدوني كه اگه بخوام هم نميشه چون

۱-اون دو نفر مرد هستن.                 ۲-اونجا زياد بزرگ نيست که منم جا شم.

 بايد برم به كلاسم برسم /بقيه ماجرا رو حتما براتون تعریف میکنم/فعلا با اجازه/        

                                                                                               من آزاد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:57  توسط قرباني | 
تو یه سایت خوندم که تو عربستان هتلی افتتاح شده که مخصوص خانماست.یعنی تمام پرسنلش از مدیر تا بار برُُخانم هستن خانمایی که برای اقامت میان میتونن بدون حجاب تو محوطه باشن از لابی و استخر و کلیه امکانات رفاهی اش استفاده کنن و.....سرتونو درد نیارم واژه و وجود"آقا" در این مکان لایمکن است!!!

-تازه یاد سفر چند ماه پیشم به شهر قم افتادم که تو یه میدون که دقیقا در جوار حرم مطهر واقع شده/باجه های تلفن مخصوص اقا و خانم کاملا جدا از هم رو دیدم.  چیز مبهمی ازون موقع تا حالا تو خاطرم وول میخوره و اون اینه که :مسئول فرهنگ سازی کیه؟

واقعا این تصمیمات جدید در جهت نیل به آرمانهای عزیزمونه؟

اصلا چه کسی بر این جنابان فرهنگ سازان نظارت میکنه؟

چیزی که واقعا میتونه جای تاسف باشه اینه که تا این حد مرز بندی بین مرد و زن /واقعا میتونه کارا باشه؟

اصلا هدف از این برنامه ها چیه؟ اینجوری سایر زنا نسبت به حجاب چه نظری پیدا میکنن؟ اگه برای رسیدن به رستگاری. ایجاد حیرم های بتنی لازمه/پس چرا خداوند عالم از همون اول یه دنیا واسه زنا و یه دنیای دیگه واسه مردا درست نکرده؟

(حکمت کجاست/خبر داری؟؟؟)

"مردا اینور////////////////////////زنا اونور!                                            من آزاد

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 12:30  توسط قرباني | 
با تاخیر یک ماهه دارم مینویسم/ اما فکر نکنین گم شده بودمااااا!!!!!!!/ کم به وبلاگ دوستان سر میزدم ُ کم میومدم به اینترنتستان چون واقعا سرم شلوغ بود/ مسافرت و عروسی بستگان و ...... از ۲۱ خرداد هم که عین بچه های خوب و ...... نشستم تا درسامو بخونم/  خوب بد /سخت راحت/ بالاخره۱۵ تیر ماه تموم میشه و پرونده این ترم هم بسته میشه

این ترم هم تموم شد/ نمیدونم چیزایی که خوندم برام کارایی داره یا نه!

نمیدونم تا چند وقت تو ذهنم میمونه/یه ماه.یه سال.یه روز.یه هفته............

تونستم واقعا دانشجو باشم یا نام مقدسشو فقط "یدک"کشیدم؟

انگار همین دیروز بود که همه با نگاه ظریفی میگفتند"ترم  اولی؟" ولی تا چشم بهم زدم میبینم ۲ ترم دیگه..................

سرتونو درد نیارم...........

ایندفعه قول میدم زود به زود بیام/شمام قول بدین.........

                                                                          من آزاد!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:51  توسط قرباني | 

 

شناسنامه کتاب:

عنوان:                    مبانی سازمان ومدیریت

تالیف:حسن زارعی متین

انتشارات:دانشگاه تهران

نوبت چاپ:سوم(1384)

شمارگان:2000جلد

تعداد صفحات:288ص

*******************************************

به گفته مولف،این مجموعه برای مدیران اجرایی ودانشجویان رشته مدیریت برای درس مبانی سازمانو مدیریت تدوین گردیده است.

در این کتاب مهمترین نظریه های سازمان ومدیریت و وظایف اساسی هر مدیر در کلیه سازمانها  توضیح داده شده است. به این ترتیب که در چهار فصل اول،ضمن مروری بر نظریه های سازمان و مدیریت،نظریه های کلاسیک و نئوکلاسیک در مورد سازمانها با طرز نگاه خاصی که به انسان در درون سازمان دارند پرداخته میشود،وپس از آن نظریه سیستم ها که مولف آنرا به نوعی مکمل نظریه کلاسیک و نئوکلاسیک میداند.

از فصل پنجم به بعد پس از توضیح در مورد رویکرد اقتضایی ،چگونگی استفاده از مفروضاتش تشریح میشود.سپس در فصول بعدی رویکرد اقتضایی را در ارتباط با فن آوری ومدیریت_برنامه ریزی_سازماندهی_رهبری_در کنترل ونظارت سازمان و در فصل آخر نیزبین فرهنگ و عملکرد سازمان،توضیح میدهد.

 

ارزیابی

به نظرم اولین چیزی که با شروع به مطالعه این کتاب جلب توجه میکند،ساده وروان بودن متن و توانایی ایجاد ارتباط راحت با خواننده است.

چنان که از اسم کتاب پیداست نویسنده به خوبی توانسته از عهده وظیفه اش _یعنی

آشنایی مقدماتی خواننده با مفاهیم و نظریه های مدیریت وسازمان_برآید.

در ابتدای هر فصل نیز مطالبی با عنوان"مقدمه"بیان میشود که ذهن خواننده را برای مفاهیمی که در آن فصل خواهد آمد آماده میکند.به عبارت دیگر این سیر ،که پس از مقدمه روند تاریخی و تکوینی نظریه ها بر مبنای تاریخ تولدشان،امده، کتاب را از خشک وبیروح بودن برخی کتابها که حالت کسالت باری به آنها میدهد میرهاند.

_اشکالات تایپی که شاید به وفور در اکثر کتابها(ی درسی،مخصوصا)وجود دارد در فصول این کتاب به چشم نمیخورد.

_در ضمن تایپ کتاب به گونه ای بوده که مثلا آوردن کاما در جاهای ضروری یا استفاده از فاصله لازم بین کلمات،بخوبی توانسته جلوی کژفهمی های احتمالی را برای خوانندگان مبتدی بگیرد وتک تک جمله ها براحتی قابل فهم گردد.

نکته جالب دیگری که جلب توجه میکند، ارائه مثالهای واقعی از سرگذشت شرکتها و حتی مباحثه مدیران در جلساتشان برای برون رفت از مشکلات در فصلهایی چون پنجم وششم است .یعنی به نوعی با سخت تر شدن یا وارد شدن به مباحث اصلی،نویسنده سعی دارد با آوردن ماجرا و حوادث واقعی، مبحث را برای خواننده ملموستر جلوه دهد.(صص145_150)

اوردن نمودارها و جداول برای توضیح بیشتر چارچوبها و تحلیلهای اساسی کتاب نیز قابل ملاحظه است.(ص132/137/140و...)

در پایان فصول نیز منابع فارسی و لاتین به ترتیب استفاده از آنها در متن آورده شده است در پایان برخی از منابع هم،کتابهایی برای مطالعه بیشتر معرفی میشود(ص68)

 

*اما در کنار این ویژگی های مثبت،بنظرم اشکالاتی نیز در متن کتاب وجود دارد:

1)در برخی مواقع تعداد ویژگیهایی که بر میشمارد با تعداد واقعی آنچه در کتاب ذکر شده ،همخوانی ندارد(ص23)

 

2)در ریز کردن تعریف یک مفهوم،زیر شاخه های آن ذکر شده ومقایسه میشود و پس ازآن ویژگی و کاربرد کلی آن مفهوم بیان میشود،سپس وظایف یا کارویژه یکی از همان زیر شاخه ها لیست وار بیان میشود.این عمده ترین اشکالیست که من دراین کتاب یافته ام،البته چون دفعات آن بسیار کم است پس شاید بتوان از آن چشم پوشی کرد!(فصل چهارم_تعریف سیستم های اصلی وفرعی در ص105 اما وظایف سیستم فرعی در ص120)

 

3)فقط فصل هفتم دارای خلاصه فصل میباشد(از میان یازده فصل کتاب) یعنی تک تک فصول، هر یک جداگانه فاقد نتیجه گیری کلی از مباحث مطرح شده هستند.حتی خود کتاب نیز فقط با آوردن آیه ای از قرآن کریم در قسمت پایانی فصل یازدهم به پایان میرسد.

*******************

 

در پایان،بازهم قابل ذکر است که توضیحات روان وساده کتاب به همراه مثالهای مفید، استفاده از جداول ونمودار برای درک بهتر مفاهیم،پختگی متن را به گونه ای در آورده که حتی خارج از مفهوم کتاب درسی،کسانی بیرون از رشته مدیریت هم میتوانند از آن استفاده کرده و بهرمند شوند.

  (تا یادم نرفته بگم :درس جامعه شناسی سازمانها,باعث و بانی رجوع من به این کتاب بوده و نیز این اولین تجربه نقد من هم هست/خوشحال میشم با نظرت کمکم کنی دوست عزیزم!!!)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 15:3  توسط قرباني | 
آرامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند . افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند جهان را مسخر می سازند . نیچه


اگر شغلی داری که هیچ سختی در آن نیست پس بدان که اصلاً شغل نداری. ماکلوم اس فوربس


بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است .  اُرد بزرگ


در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب


سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم. مارکوس گداویر


اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم . اُرد بزرگ


بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان دربارۀ آنها می کنند . کولتون


جز نامیدی و افسردگی هیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . اُرد بزرگ


جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی خردمند


اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی . جبران خلیل جبران


در میان ملکات ذهنی ، حافظه بیش از همه می شکفد و پیش از همه می میرد . کولتون


خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید. مارک اورل


زندگی خواب است و عشق رؤیای آن . موسسه


مفیدترین وسیله یک دفتر کار، سبد دورریختنی‌هاست . ماکلولم فوربس


بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت


از  گفتن نمی‌دانم نهراس . مارک مک کورمیک


معتقدم که پس از گرسنگی و چه بسا پیش از آن ، تنهایی بزرگترین مسئلۀ بشر است . مسعود فرزاد


خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست . فردوسی خردمند


گناه افشا شدن یک راز به گردن کسی است که اولین بار آن را به دیگری سپرده است . کنکور


بله ، در هر چهار یا پانصد سال یکبار ، وحشیگری برای جامعۀ بشری از جملۀ واجبات است ، در غیر این صورت دنیا از فرط تمدن خواهد ترکید . کنکور


حقیقت سرچشمه ایست که علی الدوام جاریست و سرزمین افکار را سیراب می کند و هیچوقت بر نمی گردد ، زیرا اگر آب چشمه به عقب برگردد مردابی کثیف می شود . میلتون


ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . اُرد بزرگ


تنها با اشخاص موافق معاشرت کنیم,چرا که کسی به مخالف احتیاج ندارد.  میوست


پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود . مادام داستال


اگر می خواهید صلح را حفظ کنید با داشتن برتری و مزایا حاضر به پیکار باشید این نکته در کتابهای بسیاری به کار رفته ولی در عمل هنوز ناشناخته و مجهول است. کوندیلاک


کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است . فردوسی خردمند


اشخاص موفق از عمل باز نمی ایستند. اشتباه می کنند، اما دست نمی کشند. کنراد هیلتون


آبادی یک کشور ار روی نسبت آزادیش سنجیده میشود نه از روی حاصلخیزیش . مونتسکیو


جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می شود . اُرد بزرگ


اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود ، بیچاره ترین موجود روی زمین است. کانت


اگر کمتر به غیر ممکن عقیده مند باشیم خیلی کارها خواهیم کرد. مال اشربر


خاموش باشیم، زیرا آنگاه است که صدای نجوای خدا را خواهیم شنید.رلف والدو اوسن


تنبیه در هنگام خشم ، اصلاح نیست بلکه انتقام است . مونت نین


تا از قلب دشواریها گذر نکنی هرگز توان و قدرت نیابی. کولین مک کارتی


دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت . فردوسی خردمند


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 16:54  توسط قرباني |